دانلود گام به گام , جزوه و نمونه سوالات امتحانی

معنی هفت خان رستم فارسی ششم - نمره برتر

دانلود گام به گام , جزوه و نمونه سوالات امتحانی

معنی هفت خان رستم فارسی ششم

دسته بندی : جزوه آموزشی , ششم ابتدایی

معنی هفت خان رستم فارسی ششم

معنی شعر و لغات هفت خان رستم پایه ششم ابتدایی

معنی هفت خان رستم فارسی ششم

فرمت PDF + لینک دانلود مستقیم قرار گرفت

نام درس : فارسی | موضوع : معنی شعر | نویسنده : محمدی

منتشر شده در نمره برتر | پایه و رشته : ششم ابتدایی

 

معنی هفت خان رستم فارسی ششم : یکی از درس های مهم فارسی ششم مربوط به درس 5 میباشد . درس پنج فارسی ششم با موضوع هفت خان رستم دارای شعر ها و لغات دشوار و همچنین فعالیت میباشد که در این قسمت برای شما جواب آنها را آماده کرده ایم .

 

معنی شعر درس 5 فارسی ششم

بیت اول » خروشید و جوشید و بر کند خاک ز سُمّش زمین شد همه، چاک چاک

رخش شیهه کشید و خشمگین شد و به نشانه یورش سم خود را بر زمین کوبید به گونه ای که زمین زیر پایش کنده شد.

 

بیت دوم » بزد تیغ و بینداخت از بر، سرش فرو ریخت چون رود، خون از برش

رستم با ضربه شمشیر سر اژدها را از تنش جدا کرد و خون مانند رود از تن او جاری شد.

 

بیت سوم » بینداخت چون باد، خَمِّ کمند سر جادو آورد ناگه به بند

رستم کمند را با سرعت به سمت جادوگر انداخت و او را اسیر کرد.

 

بیت چهارم » میانش به خنجر به دو نیم کرد دل جاروان زو پر از بیم کرد .

رستم با خنجر جادوگر را نصف کرد و با این کار خود دل جادوگران دیگر را پر از وحشت کرد

 

بیت پنجم » چو رستم بدیدش بر انگیخت اسب بدو تاخت مانند آذر گُشسب

هنگامی که رستم او (ارژنگ دیو) را دید با اسبش مانند آتش جهنده، تند و سریع به سوی او حمله کرد.

 

بیت ششم » سر و گوش بگرفت و یالش دلیر سر از تن بکندش به کردار شیر

رستم شجاعانه سر و گوش و یال ارژنگ دیو را گرفت و مانند شیر با شجاعت سرش را از تنش جدا کرد .

 

بیت هفتم » ز بهر نیایش، سر و تن بشست یکی پاک جای پرستش بجست

برای عبادت سر و تن خود را شست و به دنبال جایی پاک و تمیز برای راز و نیاز گشت .

 

بیت هشتم » از آن پس نهاد از بر خاک، سر چنین گفت : کای داورِ دادگر !

سپس سر بر خاک سجده گذاشت و گفت ای پروردگار عادل!

 

بیت نهم » ز هر بد، تویی بندگان را پناه تو دادی مرا، گُردی و دستگاه

در برابر هر بدی و آسیبی تو برای بندگان پناه هستی و تو هستی که به من پهلوانی و شکوه و عظمت دادی .

 

معنی لغات هفت خان رستم

خان : مرحله – منزل

اهریمن : شیطان

شمار : تعداد

از بند رهایی دهد : از زندان و اسارت آزاد کند

دیوان : در اینجا جمع دیو ها

راهی می شود : به سوی جایی می رود

قوی پنجه : توانا – پر زور

از هم می دَرد : از بین می برد و پاره پاره می کند

تیمار : مراقبت – مواظبت

نخجیر : شکار

فرجام : پایان – سر انجام – عاقبت کار

دادگر : عادل

کوفتن : کوبیدن

سُم : قسمت پایانی پای چارپایان که مانند کفش آن هاست!

دیده : چشم

رستم در خشم می شود : رستم عصبانی و خشمگین می شود – در خشم شدن کنایه از عصبانی شدن است

پرخاش : سخنی که از روی خشم گفته می شود – درشتی

می نمایاند : نشان می دهد

به تنگ می آید : صبرش تمام می شود – خسته می شود

از پای درآوردن : کنایه از کشتن

خروشید : در اینجا شیهه کشید – فریاد زد

جوشید : عصبانی شد

برکند : جدا کرد

سهمگین : ترسناک

تیغ : شمشیر

بَر : تَن – بدن

نیرنگ : فریب – حیله

چیرگی : پیروز شدن

کمند : ریسمان محکمی که هنگام جنگ آن را بر گردن و کمر دشمن اندازند و آن ها را اسیر کنند

خمّ کمند : چین و شکن و دایره ای که در اثر پرتاب کمند ایجاد می شود

به بند آوردن : کنایه از اسیر کردن

میان : در اینجا کمر

خنجر : شمشیر کوچک

زو : مخفف از او

بیم : ترس

یال : موهای بلند پشت گردن اسب

به کردار : مانند

ستایش : شکر و سپاس

یزدان : آفریدگار – خداوند

دلیر : شجاع – در اینجا منظور رستم است

ز بهر : برای

نیایش : دعا – عبادت

بجست : جست و جو کرد

پرستش : عبادت

کای : مخفف که ای

داور : قاضی – آن که حکم می کند – در اینجا منظور خداوند است

دادگر : برقرار کننده عدالت – عادل

آذرگشسب : آتش سریع و سوزان

گُرد : پهلوان

دستگاه : در اینجا عظمت و قدرت و توانایی

زابلستان : نام شهری در سیستان و بلوچستان

دیگر موارد
  • 29th نوامبر 2019
  • alireza
  • بازدید::32
  • [0]نظر
موضوعات
مطالب اخیر